|
قرار گرفتن در جامعه
اطلاعاتی اختیاری نیست، اجباری است
همشهری عصر، محمد مهدی
مولایی - روز ۲۷ اردیبهشت با عنوان روز جهانی ارتباطات دور
(مخابرات) و جامعه اطلاعاتی نامگذاری شده است. از سال ۲۰۰۵ به
پیشنهاد اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی این روز که پیش از
آن از سوی اتحادیه جهانی مخابرات با نام روز جهانی ارتباطات دور
شناخته میشد به عنوان جدید تغییر نام پیدا کرد. هر سال این روز
بهانهای است که مباحث مربوط به جامعهاطلاتی و جایگاه کشور ایران
در مباحث مرتبط در رسانهها دوباره مطرح شود.
برای گفتگو در مورد جامعهاطلاعاتی با تاکید بر جنبه فنی و
زیرساختی شاید دکتر داود زارعیان از مطلعترین افراد باشد. زارعیان
از سویی سالهاست مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران است و از
وضعیت زیرساختی ارتباطات کشور آگاهی دارد و از سوی دیگر خود
دانشآموخته و مدرس رشته علوم ارتباطات و آشنا با مباحث نظری جامعه
اطلاعاتی است. زارعیان همچنین از اعضای انجمن ایرانی مطالعات جامعه
اطلاعاتی است که سه سال پیش در ایران تاسیس شد.
* همانطور که میدانید تعاریف متعددی از
جامعه اطلاعاتی وجود دارد. یکی از آنها تعریف جامعه اطلاعاتی از
بعد فنی و تکنولوژیکی است. بد نیست گفتگو را با تعریف فنی جامعه
اطلاعاتی شروع کنیم. به کدام وضعیت فنی جامعه اطلاعاتی گفته میشود
و چه امکانات و ابزارهای ارتباطی باید در جامعه فراهم شود؟
زارعیان - قبل از اینکه به سوال شما پاسخ دهم، بهتر از چند سطری
تاریخچه موضوع را مرور کنیم. حدود سال ۱۹۸۵ اتحادیه جهانی مخابرات
وقت کمیسیونی را مامور مطالعه در بخش ارتباطات دور کرد. نتیجه آن
مطالعات بهصورت گزارشی منتشر شد. این گزارش حاوی دو نکته بود که
مبنای تصمیمگیریهای بعدی شد و امروز آثارش را در جامعه اطلاعاتی
میبینیم. نکته اول این بود که توزیع امکانات ارتباطی در دنیا
نامتعادل است. یعنی در حالی که در اروپا و امریکا ضریب نفوذ ۵۰
بود، در آسیا و افریقا ضریب نفوذ زیر یک بود. نکته دوم این بود که
ارتباطات دور یعنی مخابرات و شبکههای مخابراتی میتوانند
نقش بسیار موثری در توسعه اقتصادی اجتماعی کشورها داشته باشند. این
اولین ضربهای بود که در مورد بحث جامعه اطلاعاتی وارد شد. خیلی
نمیخواهم وارد جزئیات تاریخچه شوم. این داستان ادامه پیدا کرد تا
اینکه سال ۱۹۹۴ کلینتون رئیس جمهور وقت امریکا مسئله را رسما بیان
کرد و بحث بزرگراه اطلاعاتی مطرح شد. کلینتون اعلام کرد مبنای
توسعه آینده ارتباطات وسائل ارتباطی است. این قضیه در ژنو ۲۰۰۳ و
تونس ۲۰۰۵ دو اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتی بهصورت جدی مطرح
شد. نهایتا روزجهانی ارتباطات دور که سالها به این نام وجود داشت،
به روز جهانی جامعهاطلاعاتی و ارتباطات تغییر نام پیدا کرد.
* برسیم به تعریف فنی جامعه اطلاعاتی.
زارعیان - میتوان از جامعه اطلاعاتی این تعریف را ارائه داد که در
آن همه آحاد جامعه بدون توجه به رنگ، زبان، نژاد و منطقه جغرافیایی
قادر باشند از نقطهای که در آن زندگی میکنند همه کارهای خودشان
را با کمک شبکههای ارتباطی انجام دهند. در همین تعریف کوتاه چند
مفهوم نهفته است. یکی اینکه «کل مردم» این امکان را داشته باشند.
یعنی نباید تبعیض قائل شد. دوم اینکه کسانی اعم از اشخاص یا
دولتها باید زیرساختهای فنی را تهیه کنند. نکته سوم این است که
مردمی میتوانند از این امکانات استفاده کنند که آموزش دیده و
توانمند باشند. بنابراین یکی از جنبههای حیاتی جامعه اطالاعاتی
بحث زیرساختهای فنی و ارتباطی است. البته زیرساختها بدون سایر
عواملی که اشاره کردم نمیتواند عامل توسعه شود.
* در حال حاضر وضعیت ایران در این میان چطور
است؟ تا چه حد زیرساختهای لازم فراهم شده است؟
زارعیان - در بعد زیرساختی تحلیل وضعیت کار سادهای است. ما با
یکسری آمار و ارقام و شاخصهای کمی سروکار داریم. این شاخصهای
کمی کاملا وضعیت را تبیین میکند. در حال حاضر ما حدود ۷۵ هزار
کیلومتر فیبرنوری داریم، یعنی تقریبا همه شهرهای کشور با فیبرنوری
به هم وصل هستند. درکنار این فیبر نوری ۲۴ میلیون تلفن ثابت داریم.
هر کسی در هر نقطهای که به تلفن ثابت وصل است میتواند به
شبکههای مختلف ارتباطی وصل شود. حدود ۴۰ میلیون تلفن همراه داریم
که البته هنوز به طور کامل سرویسهای ارزش افزوده را ارائه
نمیکنند. در کنار این وضعیت اضافه کنم که امروز بسیاری از مدارس،
دانشگاهها، بانکها و مراکز به شبکههای ارتباطی پرسرعت متصل
هستند. ۱۲ هزار بانک و ۶ هزار مدرسه و دانشگاه در شبکه قرار دارند.
بنابراین زیرساحتهای اولیه مناسبی در این حوزه فراهم شده است.
هرچند تفاوت فاحشی وجود دارد بین آنچه که در کشور داریم، یعنی
امکاناتی که ایجاد کردهایم، با آنچه که از آن بهرهبرداری میشود.
در حال حاضر شاید از حدود ۱۶ درصد امکانات ما در بخش اینترنتی
بهرهبرداری میشود.
* البته نباید فراموش کنیم گاهی آمارها
گولزننده هستند. این آماری که شما ارائه دادید و از نظر کمی قابل
توجه است تا چه حدی کیفی است؟ یعنی اینترنتی که در ایران به
کاربران ارائه میشود، دارای سرعت مناسب است که کاربر بتواند به
قول شما بهوسیله آن کارش را از هر کجا که هست انجام دهد؟ شما بهتر
از من میدانید که در دنیا اینترنت ای.دی.اس.ال (ADSL) به تدریج
کنار گذاشته میشود و روشهای اتصال به اینترنت پیشرفتهتری جای
آنرا میگیرد. ولی در ایران ما تازه داریم ای.دی.اس.ال را میآوریم
و معلوم نیست چند سال طول بکشد این تکنولوژی فراگیر شود. درست است
که گفته میشود ما مثلا ۲۰ میلیون کاربر اینترنت داریم، ولی این ۲۰
میلیون چه تعدادشان اینترنت مطلوب در اختیارشان قرار دارد؟ در بخش
تلفن همراه هم همین بحث مطرح است. مسئله سرویسهای ارزش افزوده
هنوز در کشور خیلی جدی نیست. یعنی ۳۰ میلیون کاربر تلفن همراه در
ایران عملا از دستگاههایشان فقط برای ارسال پیامک و صحبت کردن
استفاده میکنند و خیلی خدمات دیگری که در اکثر کشورها وجود دارد
در ایران در دسترس نیست. حالا واقعا با توجه به این آمار و ارقام
میشود گفت در کشور وضعیت مناسبی داریم؟
ببینید بحث زیرساختهای جامعهاطلاعاتی زمانی کامل میشود که سازمانها و
نهادها بیایند و در مورد کاربریهایش برنامهریزی کنند. در طول
تاریخ ما خیلی از فناوریهای نو را به کشور وارد کردهایم ولی چون
نیاز مردم و تقاضای مردم پایین بود فراگیر نشد. تلفن همراه
وسیلهای بود که در مورد آن نیاز و تقاضا وجود داشت و اپراتورها
وادار بهکار شدند. الان هم اگر این نیاز تسریع شود سرویسهای ارزش
افزوده هم به آن اضافه خواهد شد. توجه داشته باشید که دنیای صاحب
تکنولوژی هم تنها ۴-۵ سال است که به سراغ سرویسهای ارزش افزوده
رفته است. یعنی در ابتدا در همه دنیا تلفن همراه فقط منتقلکننده
صدا بود.
در بحث اینترنت هم مسئلهای وجود دارد. یکی از اشکالات اساسی ما در
مورد اینترنت این است که تقاضا بسیار پایینتر از عرضه است. چون
تقاضا پایین است سرمایهگذاری در این عرصه اقتصادی نبوده است.
البته ممکن است تصوری پیش بیاید گه این یک دور بسته است. یعنی ما
مدام میگوییم تقاضا نبوده و بازار میگوید کیفیت مطلوب نبوده است.
پس این دو دیدگاه دائما در این حلقه تکرار میشوند.
* من تصور میکنم چیزی فراتر از این دو مسئله
وجود دارد که این حلقه بسته را باز میکند. همان مسئله آموزش یا
فرهنگسازی که به آن اشاره کردید. به نظر میرسد که اینجا باید
دولت و سیاستگذاران تقاضا را به وجود بیاورند. یعنی وقتی شهروند
بداند که با استفاده از اینترنت میتواند خیلی از کارهای روزانهاش
را انجام دهد و این ابزار مفیدی است تقاضامند میشود.
بله. بخش دوم صحبت من هم همین مسئله است. چرا ما چنین تقاضایی را
ایجاد نکردهایم؟ برای اینکه ما سازمانهایمان را موظف نکردهایم
خدماتشان را آنلاین ارائه دهند. ما بانکها را موظف نکردهایم
وقتی که امکاناتش را دارند ۸۰ درصد خدماتشان را بهصورت
الکترونیکی عرضه کنند. پس در عرصه فرهنگی و فشار بر سازمانها و
کسانی که در این حوزه کار میکنند ما خوب عمل نکردهایم.
من فکر میکنم در کنار این دو مسئله یعنی آمادگی زیرساختی و
فرهنگسازی نکته سومی هم وجود دارد و آن قوانین و مقررات است. یعنی
شما وقی وارد حوزه آی.تی میشوی باید قوانین و مقررات متناسب با آن
را هم تدوین کنید. من امروز میدانم اگر چک من گم شد میتوانم
باطلش کنم. ولی در شبکههای آنلاین تکلیف مشخص نیست.
بنابراین ما باید در سه حوزه کار کنیم. من تصور میکنم اگر فرهنگ
عمومی جامعه در این حوزه افزایش پیدا کند، یعنی اگر سازمانها موظف
به ارائه خدمات اینترنتی بشوند، اگر مجلس و دولت هم قوانین و
آئیننامههای مرتبط با آن را به سرعت تصویب کنند، قطعا سرعت
استفاده از اینترنت بالا میرود.
خود من همیشه میگویم که ما در ایران ۱۸ میلیون کاربر اینترنت
داریم ولی کاربر اینترنت کیفی ما به مراتب کمتر از این است. باید
تلاش کنیم این نوع کاربران را بشتر کنیم. اگر کاربران کیفی زیاد
شدند آنوقت ما میتوانیم بگوییم در جامعه اطلاعاتی جایگاه ویژهای
داریم.
یک اشتباهی هم در کشور وجود دارد. خیلیها فکر میکنند فقط مخابرات
متولی توسعه دولت الکترونیک است. ببینید ما در کشور فقط در حوزه
اینترنت ۱۰ تا ۱۲ حاکم اینترنت داریم. سازمان تنظیم مقررات، شورای
عالی اطلاعرسانی، دانشگاهها، مرکز فیزیکنظری، صداوسیما، مخابرات
و چند نهاد دیگر در این حوزه مطرح هستند. اما عملا در عرصه کار
وقتی وارد میشویم فقط به مخابرات محدود میشود.
* با این اوصاف میتوان گفت در
جامعهاطلاعاتی وضعیت چندان مناسبی نداریم. علیرغم آمارهایی که در
داخل ارائه میشود، وقتی نتایج پژوهشها و آمارهای بینالمللی
ارائه میشود میبینیم ایران اغلب وضعیت مناسبی ندارد. در شاخصهای
جهانی مثل «ضریب آمادگی الکترونیکی» ایران همراه در انتهای جدول
قرار دارد. یعنی آمادگی برای ورود به تجارت الکترونیکی و دنیای
دیجیتال در کشور هنوز مطلوب نیست.
من میخواهم بگویم اولا در سالهای اخیر در این مورد آنچه که وظیفه
مخابرات بوده انجام شده است. دوم اینکه اگر در این عرصه تقاضا بالا
برود مخابرات هم ارزانتر و هم به سرعت خدمات عرضه میکند. اما
توسعه آی.تی و قرارگرفتن در جامعه اطلاعاتی زمانی معنا دارد که همه
بخواهند.
این موضوعی نیست که فقط به یک سازمان وابسته باشد. ما به هر حال به
عنوان اپراتور عمل میکنیم. زمانی ملت صف کشیدند و تلفن خواستند،
به آنها دادیم؛ الان ملت درخواست جی.پی.آر.اس (gprs) دارند، مطمئن
باشید دیر یا زود به آنها میدهیم؛ همین ملت اگر درخواست اینترنت
کنند به آنها میدهیم.
البته به نظر من در سیاستگذاریها خطاهایی هم وجود داشته است.
مثلا همین که ای.دی.اس.ال (ADSL) را کاملا به بخش خصوصی دادند ما
را کاملا عقب انداخت.
* خب این ماجرا خودش بحث مفصلی را میطلبد که
اینروزها هم بسیار مطرح میشود. یعنی بالاخره در چارچوب سیاستهای
کلان کشور که در این سالها مبتنی بر حمایت از خصوصیسازی بوده
افتاده این اتفاق است. حالا مخابرات بعد از مدتها که از ورود به
این حوزه منع شده بود میگوید میخواهد وارد این حوزه شود.
ببینید سه سال مخابرات وارد این حوزه نشد. ای.دی.اس.ال نه تنها در
کشور توسعه پیدا نکرد، بلکه در برخی نقاط کشور برای برخی از
شرکتها تبدیل به رانت شد. در حالی که مخابرات میتوانست با توجه
به گستردگی و امکاناتی که داشت این سرویس را در سراسر کشور توسعه
دهد. اگر مخابرات وارد میشد حالا در این نقطه نبودیم. به قول شما
در حالی که در دنیا یک نسل از ای.دی.اس.ال گذشته است، ما اصلا آنرا
نداریم و در خانه بنده و شما هم شاید به راحتی نتوانیم تهیه کنیم.
من فکر میکنم برخی سیاستها و حمایتهای یکطرفه، برای طرف مقابل
انحصار ایجاد میکند. اگر انحصار دولتی بد است، انحصار خصوصی هم بد
است. حالا اگر بخش خصوصی که متعهد شده بود این کار را انجام دهد و
ای.دی.اس.ال را گسترش دهد این کار را نکرد، ما باید چکار کنیم؟
کاری نمیشود کرد. جز اینکه جامعه عقب میرود و همانطور که گفتید
در آمارهای جهانی جایگاه ایران اینچنین میشود. به نظر من ما در
کشور حمایت از بخش خصوصی را خوب تعریف نکردهایم. بخش خصوصی از نظر
من بخشی است که پول وارد بازار کند، سرمایهگذاری کند و از طریق
سرمایهگذاریاش سود کلان هم ببرد. اما بخش خصوصیای که بخواهد
پولش را خارج از کشور سرمایهگذاری کند و درآمدش را از اینجا ببرد
بخش خصوصی نیست. بخش خصوصی باید پولش را از خارج به داخل کشور
بیاورد. ببینید چرا ایرانسل موفق شد؟ برای اینکه ایرانسل نه تنها
یک ریال پول از دولت نگرفت، بلکه ماهی ۳۰۰ هزار یورو هم به حساب
دولت واریز کرد. ولی بخش خصوصی ما در ماجرای ای.دی.اس.ال نمیخواست
اینکار را بکند. بسیاری از افراد بخش خصوصی میخواستند با زدن یک
اتاق سه در چهار توسعه ای.دی.اس.ال را به عهده بگیرند!
این شدنی نیست و باید تلاش کنیم سرمایهگذاری در بخش خصوصی را
واقعی کنیم. باید شرایطی فراهم شود که سرمایهگذاری که تخصص و دانش
و پول دارد؛ پولش را بهجای اینکه به کار دلالی و واسطهگری ببرد
بیاورد اینجا. این قابل احترام است و باید تسهیلات و امکانات به آن
داد.اما ما شرکتهای خصوصی را میشناسیم که شرکت نیستند. از شرکت
بودن فقط برگه ثبت شرکت را دارند. تازه میخواهند بیایند و جا و
وام و امکانات هم از ما بگیرند.
* همانطور که اشاره کردید خصوصیسازی در
کشور ما با مشکلاتی همراه بوده است. اما اگر بهخاطر این مسائل و
مشکلات دولت تصمیم بگیرد که وارد رقابت شود و بعد از چند سال منع،
این سرویس را هم ارائه دهد، این کار به نوعی پاک کردن صورت مسئله
است و نه حل کردن آن.
اولا که دولت دیگر نخواهد آمد، چون مخابرات در حال خصوصی شدن است.
دوم اینکه ما نباید به بهانه اینکه دولت نیاید جلوی توسعه را
بگیریم. ضمن اینکه توجه داشته باشید مخابرات کار دولتی نمیکند.
ما هیچ پیمانکاری در داخل سیستم مخابرات نداریم. هیچ کار اجرایی در
داخل سیستم مخابرات نداریم. اگر قرار بود ما در این دو سال مثلا ۲۰
هزار پورت ای.دی.اس.ال بدهیم، مطمئن باشید پنج برابر شرایط فعالی
اشتغال ایجاد کرده بودیم و این به نفع جامعه بود. در این صورت بخش
خصوصی که امکانات ندارد ولی توان دارد، میتوانست بیاید اینجا کار
کند.
این نکته را یادتان باشد مخابرات طی ۱۰ سال گذشته کار اجرایی نکرده
است، مدیریت کرده است. مخابرات مدیریت میکند و کار را به بخش
خصوصی واگذار میکند. در این ماجرا خیلیها متخصص و توانمند هستند
که جای خود دارند. اما در این گیر و دار کسانی هم هستند که اصطلاحا
«اینکاره» نیستند. فقط چون شنیدهاند در یک جایی نان و آب خوب است
میخواهند وارد شوند و آسیب میرسانند.
* اشاره کردید که روز ۲۷ اردیبهشت که پیش از
این روزجهانی ارتباطات دور بود، چند سالی است متناسب با تغییرات
جهانی و اهمیت یافتن بحث جامعه اطلاعاتی به نام روز جهانی جامعه
اطلاعاتی و ارتباطات تغییر نام پیدا کرده است. این نشان از تغییر
دیدگاه در سطح کلان است. بحث فقط این نیست که ابزارهای مخابراتی
مثل تلفن و تلفن همراه را زیاد کنیم. به نظر شما چقدر در بخشهای
دولتی ما از جمله مخابرات دیدگاه در مورد بحث ارتباطات تغییر پیدا
کرده است و با فضای جامعه اطالاعاتی هماهنگ است؟ من الان که برای
گفتگو میآمدم روی دیوار پوستری را دیدم که «روز جهانی مخابرات» را
تبریک گفته بود. دیدگاه ما به موضوع ارتباطات متناسب با جامعه
اطلاعاتی تغییر پیدا کرده یا هنوز در دوران مخابرات بسر میبریم؟
رسیدن به جامه اطلاعاتی طول خواهد کشید. باید همه عوامل فراهم شود
تا این موضوع کاملا جا بیفتد. اما من احساس میکنم که قرار گرفتن
در جامعه اطلاعاتی اختیاری نیست، اجباری است. این اجبار همه را
وادار میکند، چه بخواهند، چه نخواهند به این سمت بروند. فکر
میکنم ما این آمادگی را داریم که این روند را تسریع کنیم و به این
روند کمک کنیم. البته در فضای ایران همیشه مقاوتهایی وجود دارد،
سختگیریهایی وجود دارد. چون ما همیشه در حوزه تغییر سخت کار
میکنیم. اما همینکه مزایای آنرا میبینیم میفهمیم چقدر برای ما
خوب است.
مثالی مطرح میکنم. ما طی سالهای گذشته ثبتنام تلفن همراه را
همواره انجام میدادیم. شاید به ازای هر ۵۰ میلیارد تومان ثبتنامی
که انجام میدادیم، پنج تا شش درصد خطا داشتیم و دهها مورد گم شدن
پرونده و چک و این جور مسائل اتفاق میافتاد. یک روز تصمیم گرفته
شد که ثبت نام اینترنتی هم انجام شود. ابتدا شاید خیلیها مقاوت
میکردند. ولی در سال ۸۶ ما بدون حتی یک مورد خطا حدود ۱۵۰ میلیارد
تومان ثبت نام اینترنتی داشتیم. یعنی تمام این پول بدون خطا به
حساب مخابرات رسیده است و تمام کسانی که ثبت نام کردهاند برایشان
فرم صادر شده است. هر موقع نیاز به اطلاعاتشان بود هم توانستهایم
دسترسی پیدا کنیم. مطمئن باشید الان وقتی از همکاران خدمات مشترکین
میپرسیم ترجیح میدهید چه خدماتی را انجام بدهید، همه میگویند
خدمات اینترنتی. یعنی وقتی وارد فضای کار میشویم، تازه میفهمیم
مزایای آن چه چیزی است.
در این قضیه رسانهها به ویژه مطبوعات و رادیو-تلویزیون نقش دارند.
دانشگاهها هم همینطور. دانشگاهها باید خودشان را با این شرایط
جدید تطبیق دهند. حتی اگر امکانش نیست به شبکههای آنلاین متصل
باشند، باید حداقل شبکههای آفلاین را داشته باشند.دانشگاهها
الان باید به سمت فناوریهای نو بروند. مثلا هر استادی لپتاب
همراه خودش داشته باشد و در کلاسها امکان وصل شدن به اینترنت
باشد.
* همه اینها مستلزم همکاری شما با به عنوان متولی زیرساختهای فنی
با وزارت علوم است. شما چنین خدماتی ارائه میکنید؟
ما اعلام کردهایم دانشگاهها هر جا امکانات بخواهد، ارائه
میدهیم. هر دانشگاهی که بخواهد ما تا در دانشگاه فیبرنوری
میبریم. همانطور که تا الان هر دانشگاهی از ما خواسته است
بردهایم، حتی برای دانشگاههایی که نخواستهاند هم بردهایم. این
کارها شدنی است. فقط عزم جدی میخواهد. باید اعتبارات به بخشهای
مجازی هدایت شوند که در روند توسعه کشور تاثیرگذارند.
* حالا که به نقش رسانهها اشاره کردید،
میخواهم از شما چند سوالی را هم به عنوان یک استاد علوم ارتباطات
بپرسم و نه به عنوان مدیر روابط عمومی مخابرات. همانطور که گفتید
رسانهها در رسیدن به جامعه اطلاعاتی نقش عمدهای دارند. به نظر
شما رسانههای ما و همینطور روابط عمومیهای ما چقدر با فضای جامعه
اطلاعاتی هماهنگ شدهاند؟ چقدر از امکانات جدید ارتباطی استفاده
میکنند؟ شما گفنید وظیفه رسانههاست که در این زمینه فرهنگسازی
کنند، اصلا خودشان به اهمیت موضوع جامعه اطلاعاتی پی بردهاند؟
بهتدریج پی میبرند. در بحث رسانهها در جامعه اطلاعاتی نکتهای
وجود دارد که باید به آن توجه کنیم. در شرایط فعلی در عرصه
اطلاعرسانی مخاطب هیچوقت منتظر نمینشیند که کسی برایش اطلاعات
را بفرستد چون امکاناتی در اختیار مخاطب است که خودش دنبال اطلاعات
میرود. پس اگر شما به عنوان عامل و کارگزار فرهنگی در کشور
اطلاعات را در اختیار او قرار ندهید، او خودش اطلاعات را از منبعی
بدست میآورد که ممکن است مطلوب جامعه نباشد. شاخصه دوره جامعه
اطلاعاتی سرعت رسانههاست. سرعتی که شما در هر لحظه بتوانی اطلاعات
و اخبار مورد نظرتان را بدست بیاورید.
طی سالهای اخیر شاید یکی از حوزههایی که خوب رشد کرده است، حوزه
آی.تی رسانههای ماست. شاید تا چند سال پیش در این حوزه نشریه
تخصصی نداشتیم،
الان خوشبختانه چهار-پنج نشریه تخصصی داریم. در گذشته
روزنامهنگاری آنلاین نداشیم، الان چند روزنامه با نسخه آنلاین
داریم. روزنامههایی مانند همشهری آنلاین که نسبت به بسیاری از
روزنامهها واقعا پرمخاطب هستند. همینطور سایتهای دیگری هستند که
تواستنهاند ۷۰-۸۰ هزار مخاطب در روز جذب کنند.
پس این حوزه خوب رشد کرده است. فکر میکنم گروهی از جوانان که
بیپروا هستند خوب وارد این عرصه شدهاند. ما در حوزه وبلاگ خوب
رشد کردهایم و رتبه خوبی داریم.من چند وقت پیش به رسانهها از نظر
میانگین سن و تجربه کار روزنامهنگاران نگاه میکردم. میانگین
تجربه کاری روزنامهنگاران شاید حدود ۴-۵ سال باشد و این نشان از
جوان بودن افراد این حوزه است. این افراد چون جوان هستند بی پروا
به دنبال کار میروند و این حوزه را رشد میدهند. در کل من خیلی
خوشبین هستم.
* البته نکتهای هم وجود دارد که اغلب این
نوع فعالیتها از جمله وبلاگنویسی و وبسایتها که گفتید کارهای
غیررسمی و ذوقی هستند. تغییرات در رسانههای رسمی و پرمخاطب خیلی
کند جلو میرود.
درست است. در همه دنیای همیشه اینطور بوده است. حرکت اول ذوقزدگی
و اشتیاق و به قول معروف «جو گرفتن» بوده ولی به تدریج نهادینه شده
است. ما نیاز نداریم در کشور ۲ میلیون وبلاگ حرفهای داشته باشیم.
اما مثلا ۵۰ وبلاگ حرفهای و خوب شاید خیلی از نیازهای اطلاعاتی ما
را پاسخ دهد.
* در بحث جامعه اطلاعاتی و استفاده از
تکنولوژیهای ارتباطی ما با مسئله دیگری هم مواجه هستیم. همانطور
که اندیشمندان حوزه ارتباطات مطرح میکنند، جامعه اطلاعاتی در کنار
همه مزایا و پتانسیلهایش، ممکن است با تهدیدها و مضراتی هم همراه
باشد. البته ما در ایران هنوز خیلی از مزایای جامعه اطلاعاتی
بهرهمند نشدهایم، ولی به نظر میرسد کمکم مضراتش هم برای ما
پدیدار میشود. به نظر شما تکلیف ما با این تهدیدها چیست و چطور
میتوانیم از آن دوری کنیم.
ما در حوزه فناویهای ارتباطی و به طور کلی فناوری دچار یک مشکل
تاریخی هستیم. مشکل این است که همیشه فناوری را آوردهایم، استفاده
کردهایم و بعد فهمیدهایم مضراتی هم دارد و برایش قانون وضع
کردهایم. این قوانین هم معمولا منطبق با نیازهای جامعه نبودهاند.
در بحث جامعه اطلاعاتی و حوزه اینترنت هم همین اتفاق افتاده است.
اگر یک مرور تاریخی کنیم میبینیم مثلا در یک مقطع تاریخی ویدئو را
بهطور کلی ممنوع کردهایم ولی الان این تکنولوژی را بهطور کلی
رها کردهایم. یا در بحث ماهواره قانون ممنوعیت استفاده را وضع
کردهایم که فقط قانون است و شما در شهر اگر روی یک ساختمان بلند
بایستی میتوانی آنتنهای ماهوراه را ببینید. در صورتی که اگر
قانونی وضع شده نباید اوضاع به اینصورت باشد. در حوزه اینترنت که
اوضاع از این هم بدتر است و ما اصلا قانونی وضع نکردهایم. در
ایران شروع کردیم به گسترده دادن شبکهها بدون اینکه در این حوزه
قانونی داشته باشیم و بدانیم خط قرمزها کجاست. ما در مخابرات
اینترنت را سال ۷۵ استفاده کردیم، اما اولین آئیننامهای که در
مورد آن تصویب شد بهوسیله شورای عالی انقلاب فرهنگی و مربوط به
سال ۸۰ است. هنوز هم مجلس در این زمینه قانون قوی تصویب نکرده است.
حالا هم جامعه اطلاعاتی در حوزههای مختلف تهدیدهایی دارد، اما
میشود آنرا به دقت پیگیری کرد و در مورد آن قوانینی تصویب کرد تا
از تهدیدها جلوگیری شود.
فکر نمیکنم مردم در مقابل این پدیدههای جدید مقاومتی داشته
باشند، اشکال از ما سیاستگذاران است که قوانین را اصلا تصویب
نمیکنیم و اگر هم تصویب میکنیم جامع و کامل نیست. مشکلاتی از
قبیل امنیت، حریم خصوصی، مالکیت معنوی، آسیبهای فرهنگی از جمله
تهدیدهای جامعه اطلاعاتی هستند. اما میشود همه اینها را در چارچوب
یکسری قوانین خوب، سختگیرانه و اجرایی کنترل کرد.
ما در بخش آموزش هم با این تهدیدها روبرو هستیم. مثلا الان من به
عنوان کسی که در دانشگاه هم هستم همواره یک نگرانی دارم. وقتی به
دانشجو موضوعی را میدهیم که مقالهای بنویسد و تحقیقی انجام دهد،
میرود از اینترنت یک مطلب را پرینت میگیرد و میآورد. پیامد
استفاده از اینترنت نباید این باشد که دانشجو را تنبل کند. اما
متاسفانه این اتفاقها میافتد.
* دانشگاهها و مراکز آموزشی در این میان چه
نقشی میتوانند داشته باشند؟
من فکر میکنم دانشگاهها باید بیشتر از شرایط فعلی در این زمینه
فعال باشند. در این میان دانشکده ارتباطات وظیفه سنگینی دارد که به
اعتقاد من به وظیفهاش خوب عمل نمیکند. در حال حاضر دانشکده
ارتباطات تفاوتی چندانی با زمانی که من در آنجا تحصیل میکردم،
یعنی ۲۴ سال پیش ندارد. ما اگر آموزشمان را در این حوزه دگرگون
کنیم، میتوانیم در آینده شاهد توسعه شبکههای ارتباطی باشیم.
 |