|
| |
| |
| |
روزنامه هموطن سلام |
|
| |
هموطن-معصومه
لطفی-"دکتر داوود
زارعیان" نامی
آشنا برای اهالی
مطبوعات است.
اگرازانصاف
دورنشویم ، از
جمله روابط عمومی
های پاسخ گو، می
توان به روابط
عمومی شرکت
مخابرات ایران و
شخص دکتر زارعیان
اشاره کرد که
ظاهرا فلسفه و
اعتقادی جدا نسبت
به سایر روابط
عمومی ها برای
پاسخ گویی به
رسانه ها
دارد.همین موضوع
دلیلی شد برای یک
گفت و گوی
خودمانی و خارج
از مباحث همیشگی
مانند دلیل افت
کیفیت شبکه تلفن
همراه و ... به
سراغ ايشان برويم.
کار در روابط
عمومی را از چه
زمانی آغاز کردید
و چه شد که در
روابط عمومی شرکت
مخابرات ایران
مشغول به فعالیت
شدید؟ به زبان
ساده تر داوود
زارعیان چه کسی
است؟
پس از دانشگاه و
گذراندن مقطع
لیسانس به سربازی
رفتم. منتهی ر
چون عملکرد خوبی
در این دوران
داشتم بعد از 6
الی 7 ماه، مسئول
اداره برنامهریزی
پشتیبانی دفاع ،
پس از 6ماه دیگر،
رئیس اداره ماشینآلات
پشتیبانی وزارت
دفاع و 6 ماه بعد
قائم مقام
پشتیبانی وزارت
دفاع شدم . پس از
اتمام سربازی، به
دلیل دراختیار
داشتن عمده کارها
، به درخواست
مسئولان وقت، 5
الی 6 ماه دیگر
نیز ماندم.
در سال 69 ،
قبولی در رشته
فوق لیسانس
ارتباطات دانشگاه
علامه، به عنوان
اولین گروه
دانشجویان فوق
لیسانس ، انگیزهای
شد که برای خارج
شدن از مجموعه
وزارت دفاع تلاش
کنم. در فاصله 69
تا 70 علاوه بر
حضور در وزارت
دفاع ،با چند
سمینار جهانی و
منطقهای در حوزه
روابط عمومی
همکاری کردم که
معروفترین آنها
اولین سمینار بینالمللی
بررسی ابعاد
زندگانی حضرت
رسول اکرم بود
. در آن کنفرانس
تعدادی از مدیران
مخابرات هم از
جمله دکتر منصوری
،معاون وقت وزارت
پست نیز حضور
داشت که بنده را
به مجموعه وزارت
پست سابق معرفی
کرد وبطوررسمی از
15/8/70 وارد
مجموعه روابط
عمومی وزارت خانه
که درآن زمان با
شرکت مخابرات
یکسان بود، شدم.
پس از یک الی 2
ماه کردن, ریاست
اداره انتشارات
روابط عمومی رابه
عهده گرفتم که
البته کارم چندان
دوام نیاورد.
دلیل آن هم این
بود که عملکرد
بنده در آن فاصله
باعث شد که
بلافاصله بعد از
5 الی 6 ماه به
شرکت پست رفته و
مسئولیت مدیریت
روابط عمومی پست
را به عهده بگیرم.
به دنبال این
موضوع سال 71 تا
74 را در این
روابط عمومی
گذراندم و سال 74
به دلیل عملکرد
خوب در پست،
مهندس غرضی دستور
دادند که بنده به
روابط عمومی شرکت
مخابرات بروم
ونهایتا اسفند
سال 74 کار خود
را در روابط
عمومی شرکت
مخابرات و البته
تا دی ماه سال77
ادامه دادم. پس
از مدت زمان 15
الی 16 ماه که
مدیریت روابط
عمومی بانک مسکن
را عهده دار شدم
, دوباره و در
آبان 79 با حفظ
مسئولیت دوباره
به شرکت مخابرات
بازگشتم.
یکی از
موضوعات قابل
توجه، پاسخگویی
شما در تمامی
زمینههای
مخابرات به
رسانهها است. تا
چه اندازه این
روش را درست
میدانید؟
شخصا برای روابط
عمومی 4 وظیفه را
قائل هستم که
البته ممکن است
این موارد کمتر
در کتابها وجود
داشته باشد. در
این زمینه اعتقاد
دارم اولین و 70
درصد وظیفه روابط
عمومی
اطلاعرسانی است
و وظایفی مانند
امور فرهنگی ،
تشریفات و
تبلیغات در رده
های بعدی قرار می
گیرد.
در اینباره به یک
اصل معتقدم و
همیشه آن را
اعلام کردهام.
زمانی که
خبرنگاری با بنده
تماس میگیرد،
بنده به عنوان
مسئول روابط
عمومی باید
پاسخگوی وی باشم.
که در پاسخ گویی
چند راه حل وجود
دارد. اول این که
مدیرعامل و اعضای
هیات مدیره ویا
معاونین و مدیران
میانی پاسخگو
باشند و اگر این
افراد پاسخ گویی
را به زمان بعد
که جوابگویی
نتیجهای ندارد،
موکول کنند، در
نهایت بنده باید
پاسخگو باشم.به
واسطه چنین
اعتقادی همیشه
این روش را دنبال
میکنم . به
عبارتی معتقدم
نباید خبرنگار را
آنقدر منتظر
بگذاریم که برای
یک خبر آنی، 5
روز معطل شده و
نهایتا به منابع
غیر آگاه مراجعه
کند. این روش را
در مدت 13 سال
کار در روابط
عمومی خود همواره
در پیش گرفتهام.
در مقابل چنین
شیوهای که شما
اتخاذ کردهاید،
شیوه سایر روابط
عمومیها را
چگونه ارزیابی
میکنید؟
روابط عمومی از
سال 77 شاهد
تحولات خوبی بوده
و با وجود تمامی
مسایلی که گفته
میشود، یکی از
بخشهای موفق
جامعه بوده است.
البته این انتقاد
به دوستان وجود
دارد که اگر از
طریق مدیریت ارشد
نتوانستند
هماهنگی های لازم
را داشته باشند ،
ممکن است خیلی از
مواقع صورت مسئله
را پاک کنند که
این موضوع به ضرر
سازمان مربوطه
است. اگر در بخش
علمی پرسیده شود
که چرا شایعه
ایجاد میشود،
پاسخ بسیار
سادهای دارد.
گفته میشود هر
زمانی که عرضه
اطلاعات کمتر از
تقاضا باشد،
شایعه درست
میشود. زمانی که
خبرنگاری به
روابط عمومی
مراجعه میکند و
پاسخ خود را
دریافت نمی کند
به منابع دست دوم
مراجعه میکند که
این منابع
میتواند باعث
تشویش اذهان شده
و کار را دشوارتر
کند. به همین جهت
همواره از دوستان
خود در روابط
عمومیها
میخواهم که این
مجوز و اختیار را
از مدیران خود
بگیرند که در
موارد لازم
پاسخگوی
خبرنگاران باشند.
منتهی، شرط اول
پاسخگویی،
اطلاعات است که
باید در اختیار
روابط عمومی قرار
بگیرد.
از نظر شما،
مسئولان روابط
عمومی تا چه
اندازه باید در
رشته مربوطه یعنی
ارتباطات تحصیل
کرده باشند؟
زمانی که صحبت از
مدیر روابط عمومی
میشود، چند شاخص
باید وجود داشته
باشد که ممکن است
این شاخص در فردی
که دکترای
ارتباطات است،
وجود داشته ويا
نداشته باشد. لذا
الزاما داشتن
مدرک رشته ضرورتی
ندارد، اما داشتن
شاخصهایی از
جمله اطلاعات
کامل در حوزه
ارتباطات، شناخت
محیط ارتباطی،
شناخت خوب از
فضای جامعه و
سازمان،
علاقهمندی شخصی
به این شغل،
توانایی سخنوری و
بیان خوب، اهل
مطالعه و قلم
بودن و قدرت جذب
مجموعه از جمله
ویژگیهای فردی
است که میتواند
یک روابط عمومی
را اداره کند.
اتفاقا بنده
معتقدم یک مدیر
روابط عمومی
نباید الزاما
تمامی فنون روابط
عمومی را بلد
باشد بلکه باید
اشراف و آگاهی
کلی نسبت به آنها
داشته باشد.
شرکت مخابرات
از جمله
شرکتهایی است که
مردم با آن تعامل
بسیار زیادی
دارند و حتی به
دلیل مشکلات در
سرویسهای تلفن
همراه از آن
گلهمند هستند.
تا چه اندازه بار
این مشکلات را به
عهده روابط عمومی
میدانید ؟
اطلاع رسانی یک
مکمل دارد و آن
اطلاع یابی است .
هر اتفاقی که
درمخابرات به
وقوع میپیوندد،
اداره یی که از
همه بیشتر تحت
فشار قرار
میگیرد، روابط
عمومی است. به
عبارتی در طول
روز بین 2300 تا
3 هزار پاسخگویی
به تلفن امور
مشترکین داریم که
خیلی اوقات از
چنین تماسهایی ،
پیشنهادات خوبی
به سیستم داده
شده است.
به مرور زمان از
برخی از خدمات در
جامعه توقع
بیشتری می رود.
به عبارتی در
زمان ارائه خدمات
مخابرات، اگر
مردم تا 3سال پیش
تنها برای پرداخت
آبونمان مراجعه
میکردند، امروز
برای خدمات SMS،
VSM و یا اینترنت
هم مراجعه
میکنند . لذا ما
در مخابرات با
مسئلهای مواجه
هستیم که بسیاری
از سازمانها با
آن مواجه نیستند
و آن این که ما
هرچه خدمات
زیربنایی را
افزایش میدهیم،
تعداد مراجعات نه
به تعداد خدمات،
بلکه به توان 5
یا 6 اضافه
میشود.
باتوجه به این
که اغلب سوالات
خبرنگاران حتی در
موارد فنی توسط
خود جنابعالی
پاسخ داده
میشود، آیا تا
به حال در این
پاسخگویی اشتباه
هم وجود داشته
است؟
چند باری این
اتفاق افتاده که
به دلیل اطلاعات
ناقص و عدم اشراف
بنده به موارد
فنی بوده است که
در این مورد
اخبار تکمیلی آن
موضوع را به
همراه جزئیات
کامل ارائه کرديم
که نواقص قبلی را
بپوشاند.
چطور مدیران
خود را توجیه
کردهاید که در
مسائل مختلف بدون
هماهنگی شما،
مصاحبه انجام
ندهند ؟
تاریخ شرکت
مخابرات را باید
به دو دسته تقسیم
کنیم. یک دسته
زمانی که شرکت
مخابرات تنها بود
و اخیرا که
تعدادی شرکتهای
زیر مجموعه به آن
اضافه شده است.
تقریبا به دلیل
ویژگیهای روابط
عمومی در شرکت
مخابرات ایران و
حضور یا مطلع
بودن در بسیاری
زمینهها و
حوزههای
سیاستگذاری و
تصمیمگيری،
مجموعه شرکت
مخابرات به این
خود باوری رسیده
است که بدون
هماهنگی کاری را
انجام ندهد. برای
مثال بعید
میدانم فردی به
راحتی با همکاران
ما مصاحبه کند و
ما در جریان قرار
نگیریم.
البته شما اگر در
تمامی آرشیو
مجموعه را جستو
جو کنید،
دستورالعملی را
به امضای بند
نخواهید یافت که
کسی را از مصاحبه
منع کرده باشم.
در کنار وظایف
روابط عمومی ،تا
چه اندازه اعتقاد
دارید که یک
روابط عمومی باید
مدافع عملکرد یک
سازمان حتی در
موارد بروز خطا و
اشتباه باشد؟
این یکی از
سوالات قشنگ است
و متاسفانه در
حوزه علمی یک
انتقاد به روابط
عمومی میشود و
آن انتقاد ناحقی
است که میگوید
،چرا روابط عمومی
«بله قربان گوی»
مدیران است؟ بنده
میگویم مگر
میشود روابط
عمومی را
مدیرعاملی منصوب
بکند و این فرد
مخالف سازمان خود
حرف بزند؟ بنده
معتقدم این امر
نمیشود و برای
رفع این مشکل
تعریفی از روابط
عمومی دارم که بر
مبنای آن یک
روابط عمومی در
داخل سازمان
دولتی مدعی مردم
و در خارج از
سازمان مدعی
سازمان است.
به عبارتی بنده
موظفم، هرچه
کاستی و نارضایتی
در خارج سازمان
وجود دارد را به
اعضای هیات مدیره
منتقل کنم. اما
زمانی که به
بیرون و افکار
عمومی میرسم،
باید خوبی را
مطرح کنم.
این روند باید
آنقدر توسط روابط
عمومی ادامه پیدا
کند و آنقدر
پافشاری شود که
به نتیجه برسد،
حتی اگر با آن
برخورد شود.
این مسئله در
صورتی است که
نظرات افکارعمومی
برای مدیران مهم
باشد. اگر این
اهمیت برای آنها
نباشد، تلاش
روابط عمومی چطور
به نتیجه میرسد؟
در این مورد هم
دلیل علمی وجود
دارد .اگر روابط
عمومی طرح و
پیشنهادات عملی و
قابل اجرا دهد،
کدام مدیری است
که به آن گوش
ندهد. طبق فرمول
بنده، روابط
عمومی یک پزشک
است در زمان
مراجعه بیمار آن
را کاملا معاینه
میکند و برای او
نسخه میپیچد.
اگر معاینه خوب
باشد، نتیجه مثبت
است و درخلاف آن
نتیجه منفی خواهد
بود.
لذا اگر ما به
عنوان روابط
عمومی، به عنوان
پزشک اجتماعی،
معاینه اولیه را
درست انجام دهیم
و نسخه عالی را
برای تصمیمگیران
پیشنهاد کنیم ،
هیچ مدیر فهیمی
نیست که آن را
قبول نکند. من
فکر میکنم
دربسیاری مواقع
ضعف از سوی ماست
که پیشنهاداتی
میدهیم که مبنای
اجرایی ندارد.
تاکنون
تماسها و نقطه
نظرات بسیار
زیادی از سوی
مشترکان به شما
رسیده است . آیا
این نظرات، باعث
تغییر وضعیت شبکه
شده است؟
در این خصوص دو
نکته وجود دارد.
اول این که برخی
از پیشنهادات از
حد توان خارج است
و برخی موارد هم
پذیرفته نمیشود.
در 5 سال اول
تاسیس شبکه
ارتباطات سیار،
شاید 10 الی 15
مصوبه عالی وجود
دارد که از
پیشنهادات روابط
عمومی نشات گرفته
است.
از نمونه های آن
می توان به تغییر
نحوه ثبت نام،
نحوه قرعه کشی،
قانون مند شدن
خرید و فروش سیم
کارت و مباحث فنی
و آمارگیری از
نقاط کوراشاره
کرد. اشراف ما
نسبت به شبکه به
دلیل این که
کانالهای
اطلاعگیری
بالایی از مردم
داریم، بالاست .
البته یکسری
اشکالات اساسی
وجود دارد که
دلایل آن برهمگان
روشن است. زمانی
که با 6/5 میلیون
درخواست مواجه
میشویم، یکسری
مباحث غیر قابل
پیشگیری مطرح
میشود.
کانال ارتباط
شما با مردم از
چه راه هایی است؟
تلفنهای وارده
به سیستم ،
گزارشهای موردی
و بازدید همکاران
، نظرسنجیها و
از همه مهمتر
کانال قوی به نام
خبرنگاران وجود
دارد.
مطالب خبرنگاران
الزاما درچند
فایل جداگانه
نگهداری می شود
که از کنار آنها
به سادگی
نمیگذریم.به
عبارتی در کنار
بریده جراید هر
روزه، اخبار
انتقادی رسانهها
به صورت جداگانه
تهیه میشود. چون
معتقدم انتقاداتی
که انجام میشود
منشایی دارد که
میتوان از آن
منشا برای حل
مشکل استفاده
کنیم.
اغلب دیده
میشود
جوابیههای زیادی
از سوی شما برای
مطبوعات ارسال
میشود که باتوجه
به اصلی که شما
در برابر انتقال
اطلاعات از مردم
به مسئولان
دارید، این اصل و
اعتقاد را در
برابر رسانهها و
بخصوص مطبوعات که
دیدگاه مردم را
منتقل میکنند،
چیست؟
اصلا این طور
نیست و جوابها
در مواردی که
لازم است داده
میشود. دراین
خصوص می توانم
بگویم ، یک
بیعدالتی یا عدم
شناخت در حق ما
صورت گرفته
است.چه بسا ما
تنها به 40درصد
انتقادات که
واقعا نابجاست
پاسخ میدهیم .
طبق آمار،
انتقاداتی که به
نظر همکاران
بنده، انتقاد
بوده است از سال
81 تا 84، 1021
مورد است که
جوابیه های ما در
برابر آن حدود
400 مورد است که
40 درصد آن را
نشان میدهد. اما
از کنار هیچ
انتقادی به راحتی
نمیگذریم.
* آیا تا به
حال اتفاق افتاده
که انتقاد درست
یک خبرنگار و
روزنامهنگار
مورد استقبال
قرار گرفته و در
صدد تعامل و
گفتوگوی بیشتر
برای حل و فصل
مسئله با او
برآیید؟
فرهنگ نابجایی در
سازمانها وجود
دارد که همیشه
خبرنگار منتقد،
تخریبکننده یک
سازمان تلقی می
شود که باید این
فرهنگ تغییر کند.
خبرنگار رسالتی
را به عهده دارد
که اتفاقا این
رسالت به کار ما
کمک میکند. بنده
بعضا مواجه
شدهام که یک
انتقاد بسیار
معمولی از سوی
برخی مسئولان،
قابل پیگیری و
برای یافتن
سرمنشاء آن
دانسته شده است.
بنده معتقدم 95
تا 98 درصد مطالب
منتشره در نشریات
از کار حرفهای
خبرنگاران نشات
میگیرد و ممکن
است 2 یا 3 درصد
جریاناتی پشت آن
باشد. به عنوان
مثال در عرض این
5 سال، تنها
توانستهام 2 خبر
را پیدا کنم که
خطی پشت سر آن
وجود داشته است.
البته چند موردی
که هم وجود داشته
که خبرنگار را به
فرد و موضوعی که
از آن انتقاد شده
بود، ارجاع دادیم
و اتفاقا جواب هم
از این برخورد
گرفتیم.
* آیا در طول
این مدت
توانستهاید،
نگاه مدیران و
مسئولان خود را
به مطبوعات و
خبرنگاران عوض
کنید و آنها خود
را موظف به
پاسخگویی می
دانند؟
خوشبختانه در
مجموع و به جز
چند مورد، مدیران
ما نسبت به
رسانهها، دید
خوبی دارند.
البته در این
خصوص انتقادی نیز
به خبرنگاران
وارد است و آن
عدم تسلط کافی
درحوزه وتنها
نگارنده ونظاره
گر بودم در مقابل
بسیاری از
جوابهایی است که
داده می شود.
* دید شما
نسبت به حوزه IT
و پیشرفت یا
ضعفهای آن
تاکنون چه طور
بوده است؟
در 3 الی 4 سال
اخیر، خبرنگاران
در این حوزه
پیشرفت زیادی
کردهاند. بدون
تعارف می توانم
بگویم زمانی که
روزنامهنگاری
خواست حوزهای
زنده بماند،
توانست و در
زمانی که خواست
حوزهای را
بمیراند، توانست
این کار را انجام
دهد. لذا معتقدم
فضای
روزنامهنگاری در
4 الی 5 سال اخیر
توانست حوزه IT
را تقویت کند.
سالها حوزه
مخابرات، تلفن
همراه و پست وجود
داشته است، اما
هیچ گاه نتوانسته
صفحه خاصی را به
خود اختصاص دهد.
اما درست از
زمانی که
خبرنگاران تصمیم
گرفتند این اتفاق
بیفتد، اکثر
روزنامهها و
خبرگزاری ها بخش
مربوط به IT را
راه اندازی
کردند. هر چند با
ضعفهایی همراه
است و گاها اتفاق
میافتد که
غلطهای ناشی از
عدم اطلاع در
آنها وجود دارد،
اما خوشبختانه
روزنامهنگاران و
خبرنگاران، حوزه
IT را زنده نگه
داشتهاند و باعث
شده که همه به
فکر برگزاری
همایش و
سمینارهایی مانند
IT و بهداشت، IT
و بانکداری، IT و
روابط عمومی، IT
و سینما است.
* تا چه
اندازه از
کاربردهای IT در
واحد خود استفاده
کردهاید؟
بنده به عنوان یک
فرد مخابراتی از
شرکت زیرمجوعه
خود در حوزه
کاربرد فناوری
اطلاعات راضی
نیستم و انتظارم،
خیلی بیشتر است،
اما کارهایی شروع
شده است. در حوزه
روابط عمومی، به
جز بحث سایت
اینترنتی، بخشی
از بازرسی از
طریق سایت
عملیاتی شده است.
در کنار آن یکسری
نظرسنجیهای خاصو
یکسری e-mailهایی
را برای مکاتبات
مستقیم قرار
دادیم. در واحد
رسانهها نیز
نرمافزاری تهیه
شده که وضعیت
موجود رسانهای
را در حوزه خبر
گزارش میدهد، اما
معتقدم باید
بیشتر فعالیت
شود. ما به عنوان
سازمانی که متولی
زیرساخت های IT
هستیم باید بیشتر
فعالیت کنیم.
* با چه تعداد
پرسنل کار را
دنبال میکنید؟
سازمان رسمی
دارای 48 پرسنل
است، اما بخشهای
پاسخگویی و خدمات
به بخش خصوصی
واگذار شده است
که 24 نفر در آن
بخش حضور دارند و
دائما برای آنها
نیز از بخشهای
مختلف جلساتی
گذاشته میشود که
توجیه شوند.
منتهی این سیستم
حدود یک میلیون
مشترک راپاسخ گو
است و اکنون
باافزایش مشترکین
،سیستم
مکانیزهای را در
حال خرید هستیم
که به صورت
همزمان 100 نفر
از طریق مکانیزه
جواب خود
رابگیرند و تعداد
زیادی هم با
اپراتور به صورت
پرسش و پاسخ در
تماس باشند.در
حال حاضر نیز ما
حدود 40 درصد
سوالات مردم را
میتوانیم پاسخ
دهیم.
* در دولت
جدید فکر میکنید
تا چه اندازه
ماندگار هستید؟
همیشه نگاه من به
کار روابط عمومی،
حضور در یک محل
نیست، مطمئن هستم
در هر دولت کار
روابط عمومی
انجام خواهم داد
که ممکن است مکان
آن تغییر کند.
بنده علاقه دارد
2 کار را ادامه
دهم، یکی کار
روابط عمومی و
دیگری حوزه علمی
و دانشگاه است.
* در برگزاری
جلسات مطبوعاتی و
مصاحبهها تا چه
اندازه مدیران
خود را برای
پاسخگویی و
پیشبینی سوالات
خبرنگاران یاری
میدهید؟
90 درصد سوالات
از دیدگاه
خبرنگار و
روزنامهنگار در
روزنامه و رسانه
مشخص است و هنگام
تحلیل محتوا،
سابقه ذهنی
افرادمشخص
میشود. ضمن این
که یکی از محاسن
این است زمانی که
مسئلهای، باب
روز و مسئله
افکار عمومی
میشود، همه
رسانهها روی آن
موضوع کار می
کنند. مثلا یک
روز جو مربوط به
ترک سل است و یک
روز مربوط به ISP
و تلفن همراه
است.
در پاسخگویی تنها
نباید با مسائل
محرمانه اشاره
کرد که به منافع
شرکت و ملت آسیب
میرساند که
البته دو دسته
است.
محرمانههایی که
نباید گفته شود و
محرمانهای که در
آینده گفته شود
در آینده خوب
است.
* و حرف
آخر...
روزنامهنگار و
روابط عمومیها
باید به یکدیگر
اعتماد کنند.
باید از نظر علمی
زبان یکدیگر را
بفهمند. روزنامه
نگار نباید از
روابط عمومی
انتظار داشته
باشد که از
سازمان خود
انتقاد کند و
روابط عمومی هم
نباید انتظار
داشته باشد که
روزنامهنگار از
سازمان او دائما
تعریف کند. این
زبان مشترک در
برخی جاها وجود
ندارد که باعث
میشود همیشه
روابط عمومی از
روزنامهنگار
گلهمند باشد و
یا برعکس.
|
|
|
| |
|